برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی
سلاام به تویی که گاهی اینجا سرمیزنی..**خوش اومدی **من ی دخترم ،ی دختر ضعیف محکم..اونقدر ضعیف که باهر حرف ناراحت کننده ای میشکنم چون هنوز احساس دارم،، ولی اونقدر محکم هستم که نزارم شکستنم رو ببینی ...اینجایی که هستم یجور هدیه اس واسم که سعی میکنم مراقبش باشم_به ظاهر همه چی خوبه ..ولی همه چی که به ظاهر نیست.. ##_بانوی کسی باش که بهار را دوست داردو باران را ورسیدن را ##_نه صدایش را نازک کرده بود ..نه دستانش آردی بود .،ازکجا شک میکردم به گرگ بودنش ..##_زندگی کوتاه است بیایید لبخند بزنیم بدون هیچ پاسخی ازدنیا...تاریکترین ساعات شب درست ساعات قبل ازطلوع خورشید است پس همیشه امید به روشنایی را دروجودمان شعله ورسازیم ..وامروز را برای ابراز احساس به عزیزانمان غنیمت بشماریم شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد...##آدمها ناگهان خداحافظی نمیکنند،ناگهان دلسرد نمیشوند و ناگهان رابطه راتمام نمیکنند.جایی درمسیر رابطه اتفاقاتی میافتد،دردهایی را تجربه میکنند که هرکدام آنها را به تصمیمشان نزدیکتر میکنند وروزی ناگهان تصمیمشان را به ما میگویند.. آدمها آرام آرام خسته میشوند و آرام آرام میمیرند
برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی
من میخواهم بدانم که راستی راستی زندگی یعنی اینکه توی یک تکه جا ،هی بروی و برگردی تا پیر بشوی و دیگر هیچ،
یا اینکه..
طور دیگری هم توی دنیا میشود زندگی کرد..؟
برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی
برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی
برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی
گاهی پرنده میشن،گاهی یه شکلی دیگه و
گاهی هم مثل * من *میشوند و می بارند..
من میگم بارون امشب بی دلیل نبود ... آخه شب آرزوهاست ،،
ازخدا میخوام به همه آرزوهای خوبتون برسید و ازته دل بخندین 
برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی
برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی
برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی
برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی
اره فکرکن که اگر قرار باشه بدبیاری توو زندگیت چه شکلی میشی" سخته نه ،پس وقتی یکی بدمیاره نگو درکت میکنم "نباف واسش "فقط گوش کن بهش..
"لازم نیس حتما دکتر باشی و برای گوش کردن حرفاش پولی درمیون باشه"
آره بزار بودنت مفید باشه ولی نزار خوبیت وظیفه شه"
برچسب:
نویسنده: هیراد موسوی